تبليغاتX
((دل نوشته ها))

((دل نوشته ها))

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونا بی همنفس کز می کنند کنج قفس


 
اگرکلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست  
 
اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلبهاست  
 
اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست  
 
اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست  

اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست  
 
پس با تمام وجود فرياد ميزنم  
 
دوستت دارم  
 
 



+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت9:40توسط تنها | |

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت8:9توسط تنها | |

اشکی که بی صداست،

پشتی که بی پناه ست،

دستی که بسته است،

پایی که خسته است،

دلي که عاشق است،

حرفی که صادق است،

شعری که بی بهاست،

 شرمی که آشناست، دارایی من است .


+نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت14:45توسط تنها | |

 

مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،

مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،

مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت9:23توسط تنها | |

میعاد

کاش اين باقی عمر که ندانم چند است

و چسان می گذرد

همه می شد يک روز

و در آن روز غمت پر ميزد

و همه نقطه خاک غرقه در گل می شد

و ملائک همه ساکن به زمين می گشتند

و محبت همه جا می گسترد

و من آن روز چو عهدی که گذشت 

با همان شور و نشاطی که زجانم پر زد

باز نزديک غروب بر سر کوچه ميعاد تو را می ديدم 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت15:32توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت15:21توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت15:17توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت15:12توسط تنها | |

 

زندگي چيست؟

اگر

خنده است پس چرا گريه ميكنيم؟ اگر گريه است پس چرا ميخنديم؟

اگر

 مرگ است پس چرا زندگي ميكنيم؟

اگر

زندگي است پس چرا ميميريم؟

اگر

 عشق اس پس چرا به ان نميرسيم ؟

اگر

عشق نيست پس چرا عاشقيم؟

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت14:8توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت11:48توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت11:46توسط تنها | |

ليلی پروانه خدا   

شمع بود اما کوچک بود نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم برای سوختن پروانه بس بود.

مردم گفتند:شمع عشق است و پروانه عاشق.

و زمين پر از شمع و پروانه شد.
پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی بايد دور شمعی که نسوزد شمعی که بماند.
پروانه ای که به شمع نزديک می سوزد عاشق نيست.
شب بود خدا شمع روشن کرد.شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه می خواست ليلی پروانه اش شد.
بال پر وانه های کوچک زود می سوزد زيرا شمع ها زيادی نزديکند.
بال ليلی هرگز نمی سوزد. ليلی پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است.ماه روشن است اما نمی سوزاند.
ليلی تا ابد زير خنکای شمع خدا می رقصد.

 

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت14:10توسط تنها | |

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت11:49توسط تنها | |

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت11:46توسط تنها | |

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت15:42توسط تنها | |

برگشت پيش خدا
 
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت15:25توسط تنها | |

روزهايي را که تنها بوده اي فراموش کن. اما هرگز لبخند هاي شيرين دوستانت را فراموش نکن. روزهاي ابريت را فراموش کن. اما ساعات آفتابيت را هرگز فراموش نکن. بدبختي هايي که گاه با آنها روبرو مي شوي را فراموش کن. اما خوش بختي هايت را هرگز فراموش نکن. نقشه هايي را که به نتيجه نرسيده اند را فراموش کن. اما هرگز روياهايت را فراموش نکن. شکست هايت را فراموش کن. اما پيروزي هايت را هرگز فراموش نکن. اشتباهاتت را فراموش کن. اما درسهايي را که آموخته اي هرگز فراموش نکن. خداوند هيچ گاه چيزي را که شايسه آن نباشي به تو نمي دهد. اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني. هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست به يا داشته باش: به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است. به مشکلاتت بگو که چه قدر خدايت بزرگ است.

 

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت13:2توسط تنها | |

حس گنگ من و دریا !
 
کلبه ام پنجره ای باز به دریا دارد
خوب من , منظره خوب تماشا دارد
ساختم آینه ای را به بلندای خیال
تا خودت را به تماشای خودت وادارد
راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی است
که به اندازه صد فلسفه معنا دارد
گوش کن , خواسته ام خواهش بی جایی نیست
اگر آیینه دستت بشوم جا دارد
چشم یک دهکده افتاده به زیبایی تو
یعنی این دهکده , یک دهکده رسوا دارد
کوزه بر دوش , سر چشمه بیا تا گویند
عجب این دهکده سرچشمه زیبا دارد
در تو یک وسوسه مبهم و سرگردان است
از همان وسوسه هایی که یهودا دارد
عشق را با همه شیرینی و شورانگیزی
لحظه هایی است که افسوس و دریغا دارد
بی قرار آمدن , آشفتن و آرام شدن
حس گنگی است که من دارم و دریا دارد
یخ نزن , رود معمایی من , جاری باش
دل دریاییم آغوش پذیرا دارد...

+نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت15:58توسط تنها | |

اي عزيز

تو مي داني و همه مي دانند كه زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من و از آوردن برق اميدي در نگاه من از بر انگيختن موج شعفي در دل من عاجز است .

 

تو مي داني و همه مي دانند كه شكنجه ديدن به خاطر تو زنداني كشيدن به خاطر تو و رنج بردن به پاي تو تنها لذت بزرگ زندگي من است .

 

از شادي توست كه من در دل ميخندم از اميد رهايي توست كه برق اميد در چشمان خسته ام مي درخشد و از خوشبختي توست كه هواي پاك سعادت را در ريه هايم احساس مي كنم .

 

نمي توانم خوب حرف بزنم نيروي شگفتي را كه در زير اين كلمات ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان كرده ام درياب  درياب  .

 

من تو را دوست دارم همه زندگي ام و همه روزها و شب هاي زندگي ام هر لحظه از زندگي ام بر اين دوستي شهادت مي دهند شاهد بوده و شاهد هستند آزادي تو مذهب من است خوشبختي تو عشق من است آينده تو تنها آرزوي من است.

 .                                                     


+نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت9:59توسط تنها | |

وقت رفتن چشمهايت را تماشا می کنم

 

 غصه ها را می کشم در خويش و حاشا می کنم

 

 جاده می خواند تو را پرواز کن معبود من

 

 رقص پروازتو را تنها تماشا می کنم

 

 آسمان ارزانی چشمان مستت عشق من

 

 آسمان را زير پاهايت تماشا می کنم

 

 می روی در لابه لای ابرها گم می شوی

 

 رفتنت در عمق دريا را تماشا میکنم

 

 آسمان بغضش شکست از خلوت سنگين من

 

 زير باران خاطراتت را تماشا می کنم


+نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت9:28توسط تنها | |

+نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت15:58توسط تنها | |

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم
بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای
چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم
را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ
وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو نرسیدن
ای کاش میدانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی
پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
عشق ور زیدن ضمانت تنها نشدن نیست
برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!
 زندگي بهاري است گاهي ابري از خزان بر ان سايه مي افکند و دست روزگار بيوفايي وفاتارترين و مهربانترين ياران را از هم جدا مي کند محبت ابري است پس ذرهاي از محبت را از هم دريق ذکنيمُ
 
ديشب نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
 
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده
 
هديه اي که براي تولد من اورده بود يک تابلو بود
که به خط درشت رويش نوشته بود:
((زندگي پوچ و بي معناست))
درصورتي که او هميشه به من مي گفت:
((تو تموم زندگي مني))
آغاز مي کنيم با دوستي با عشق و ادامه خواهيم داد تا سرزميني را به تصوير بکشيم که آسمان آن واقعا آبي است . من وتو شکوه و عظمت عشق را به ديگران نشان خواهيم داد . عشقي را آغاز مي کنيم بي پايان
 
کاش قبل از خداحافظي بهت مي گفتم که چشمات فقط يه بهونه بود واسه اروم کردن خودم
اصله کار خودت بودي
وگرنه چشمايه همرنگه چشمايه تورو بازم ميشد پيدا کرد
 
مي خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولي افسوس فاصله ها درست برعكس دلها شكستني نيستند!!
 
در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست
 
شمع اين حوصله را بر همه كس روشن كرد
كه توان تا به سحر گريه ي بي شيون كرد
 
گفتم:که چيست فرق ميان شراب و آب
کاين يک کند خنک دل و آن يک کند کباب!
گفتا:که آب خنده ي عشق است در سرشک...
ليکن شراب نقش سرشک است در سراب!
 
از برج مراقبت مزاحمتون مي شم.اگه تو قلبتون جا هست اجازه فرود مي خواستم. اجازه هست؟
 
شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد .اما کسي را که با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد
 
غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي شادي کن تا غم بيدار نشود.
 
هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري... هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري... هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري.
يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : 1- شاد بودن بدون دليل 2- دائم به کاري مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد.
هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود.
اخم نکنيد هرگز نمي دانيد چه کسي ممکن است با يک تبسم عاشقتان شود.
همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني چطور ازت بگذرم؟
هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن...
تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست: فرو افتادن در عشق - آلبرت انيشتين
دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هرچي بيشتر بموني رفتنت سخت تر مي شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه
هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نمي توني حفظش کني، چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات رازت رو نگهداره

+نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت15:20توسط تنها | |

پروردگارا

 

 

به من ارامش ده

 

تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

 

دلیری ده

 

تاتغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم

 

بینش ده

 

تا تفاوت این دو را بدانم

 

مرا فهم ده

 

تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن

 

مطابق میل من رفتار کنند

+نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت11:0توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت10:24توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت9:59توسط تنها | |