تبليغاتX
((دل نوشته ها))

((دل نوشته ها))

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونا بی همنفس کز می کنند کنج قفس

http://asadream.us 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت14:7توسط تنها | |

Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت13:5توسط تنها | |

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت11:34توسط تنها | |

آرزو

كاش بر ساحل رودي خاموش ، عطر مرموز گياهي بودم
چون بر‌آنجا گذرت مي‌افتاد به سروپاي تو لب مي‌سودم
كاش چون ناي شبان مي‌خواندم به نواي دل ديوانه تو
خفته بر هودج مواج نسيم مي‌گذشتم زدر خانه تو
كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره مي‌تابيدم
ازپس پردة لرزان حرير رنگ چشمان تورا مي‌ديدم
كاش چون آيينه روشن مي‌شد دلم از نقش تو و خنده تو
كاش چون برگ خزان ، رقص مرا
نيمه شب ماه تماشا مي‌كرد
در دل باغچة خانة تو .

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت11:28توسط تنها | |

 

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت11:25توسط تنها | |

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت11:10توسط تنها | |

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت11:3توسط تنها | |

 

هميشه غمگين ترين لحظات را كساني براي ما وجود مي اورند كه شاد ترين لحظات را با انان سپري كرديم مانند شقايق زندگي كن ولي زيبا مانند پرستو پرواز كن ولي هدفمند مانند پروانه بمير ولي عاشق دفتري كه بسته شد بازش نكنيد دلي كه شكسته شد نازش نكنيد ياران شما را به خدا به عشق بي وفايي نكنيد با اينكه وفا كنيد تا اخر عمر با اين كه از اول اشنايي نكنيد

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت11:0توسط تنها | |

 

تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم!!!!
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از طرف من به تو!!!!!



+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت10:53توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت12:48توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت12:6توسط تنها | |

 

دستهايم برايت شعر مي نويسد اما تو هرگز نخواهي خواند آتش عشق در چشمانم غوطه ور مي زند ولي تو هرگز نخواهي ديد نه تو هرگز مرا نخواهي فهميد و من با اين همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو درک نخواهي کرد

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت11:47توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت11:22توسط تنها | |

 

لحظه هاي کاغذي خسته ام از آرزوها، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي، بالهاي استعاري لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بايگاني، زندگي هاي اداري آفتاب زرد و غمگين، پله هاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري با نگاهي سرشکسته، چشمهاي پينه بسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري صندلي هاي خميده، ميزهاي صف کشيده خنده هاي لب پريده، گريه هاي اختياري عصر جدول هاي خالي، پارکهاي اين حوالي پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت11:5توسط تنها | |

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن بپاي تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگيز است، دور از توبودن، براي تو گريستن؛ و به عشق و دنياي تو نرسيدن؛ ايکاش مي دانستي بدون تو، مرگ گواراترين زندگيست؛ بدون تو وبه دور ازدستهاي مهربانت، زندگي چه تلخ وناشکيباست. ايکاش مي دانستي مرز خواستن کجاست، وايکاش ميديدي قلبي راکه فقط براي تو مي تپد .

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت9:18توسط تنها | |

+نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت11:8توسط تنها | |

+نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت9:59توسط تنها | |