تبليغاتX
((دل نوشته ها))

((دل نوشته ها))

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونا بی همنفس کز می کنند کنج قفس

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت14:27توسط تنها | |

اگه روزي به من بگويي دوستت ندارم گريه نخواهم کرد اشک نخواهم ريخت ناراحت نخواهم شد فقط ارزو مي کنم که عاشقه کسي شوي که هرگز دوستت نداشته باشد

می گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو....
گفت: عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت: عشق آسودگيست، خيال است... خيالی خوش...
گفت: ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت: خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....گفت: عشق دروغی بیش نیست....

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت13:2توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت10:7توسط تنها | |

 

در لحظاتی که چون باد در گذرند
در روزهائی که پر هياهو و سراسيمه در گذرند
عشق حقيقی و پايدار قلب تو را فتح خواهد کرد
ولی...فقط يکبار
آنگاه که نوبت تو فرا می رسد به سادگی آن را فرومگذار
لحظاتی که عشق در قلبت می شکفد...ترديد مکن
زيرا سر انجام ارزش آن را خواهی يافت.

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت10:2توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت9:52توسط تنها | |

 

نميدانم آسمان چگونه است و زمين چه سان که در هر چه مينگرم تو را ميبينم، نميدانم به چه مي انديشم که روز هست خود را از ياد برده ام ، تنها چيزي که ميدانم اين است که هر چه دورتر ميروي يادت نزديک تر ميآيد و هر چه کمتر تو را ميبينم نقشت بيشتر در دلم مينشيند!

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت9:42توسط تنها | |