تبليغاتX
((دل نوشته ها))

((دل نوشته ها))

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونا بی همنفس کز می کنند کنج قفس

 

غم تو دلم خانه کرده زندگي ام را ويرانه کرده

تمام آرزوهايم را عشقم را افسانه کرده

همچو طوفان دريا مي گيرد قرارم

پائيزم را تنهائي و باران غم انگيزم را جاودانه کرده

سرو بودم شکستم کوه بودم لرزيدم دريا بودم کويرم

ببين چگونه آسمان دلم را با ستاره بيگانه کرده

دردي سينه ام را مي دراند بغضي گلويم را مي فشارد

چه گويم که آخر ياد تو مرا اينگونه پروانه کرده

حيران مانده ام ازاين همه دلتنگي و قربت و بي تابي

نمي دانم چيست در دلم که مهر تورا دردانه کرده

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت13:23توسط تنها | |

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت10:5توسط تنها | |

http://asadream.us

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت13:17توسط تنها | |