تبليغاتX
((دل نوشته ها))

((دل نوشته ها))

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونا بی همنفس کز می کنند کنج قفس

   

بهترين آوازم را وقتي ستاره ها بيدار شدند خواندم.....
 زماني كه جهان چشمهايش بسته بود و تو در خوابي خوش مرا نمي ديدي....
 بهترين آوازم را مي داني كي خواندم؟
 زماني كه برگهاي زرد فرو ريختند از شدت غصه هاي من....
 ولي تو بي خيال روي آنها راه رفتي......
 زماني كه سردي دل تو باران را برف كرد...
 و تو با آن برف ، مرا ساختي تا آب شوم...
 اما تو نمي دانستي ،
 محبوب من!
 در گل سرخ لاي دفترت من هستم!

نسيم عشق وزيدن گرفته است و عشق از راه مي رسد...
 من قلب ديوانه اي دارم كه همه جا دنبال عشق مي گردد.. من براي هميشه دوستت خواهم داشت و لحظه اي هم فراموشت نخواهم كرد...
 و با عشق تو ، تمام عمرم را خواهم گذراند...
 قلبم در آرزوي توست و مي دانم كه از راه مي رسي....
 عشق از راه مي رسد چون قلب ديوانه ي توست !!!!!!

 پرچم کمک داور سرنوشت مدتهاست به علامت در آفساید ماندن شادیهایم بالاست..

+نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت10:51توسط تنها | |