تبليغاتX
((دل نوشته ها))

((دل نوشته ها))

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونا بی همنفس کز می کنند کنج قفس

زندگي يک گل سرخ است


پر از عطر پر از خار پر از برگ لطيف


يادمان باشد اگر گل چيديم


عطر و خارو گل و برگ


همه همسايه ديوار به ديوار همند

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت14:24توسط تنها | |

خيلي چيزها دور بر ما هستند که آنها رونمي بينيم خيلي زيبايي ها هستند که از کنار آنها رد مي شويم
بدون آنکه حتي يک لحظه احساسمان رو بر انگيزدخيلي از مازيبايي هاي زندگي را به چشم مسافران يک قطار مي بينيم
هر چيزي پاييزوبهار دارد روح انسان هم همينطور.وقتي به شب عادت کني همه چيز به چشمت تاريک و کوچک مي آيد
آن وقت مجبوري راه هايي را که در روز مي تواني يک نفس بدوي شب ها پاور چين پاور چين طي کني.
اين همان رخوتي است که يواش يواش تورا از پا مي اندازدو يک روز مي بيني که ديگر خودت نيستي
سعي کنيم چشمهايمان رو وسعت دهيم.حيف است چشماني که مي تواند آسمان رو در خود جاي دهد اسير ديوار ها باشند.
زيبايي ها روح زندگي است به ديدن آنها عادت کنيم.
 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت14:19توسط تنها | |

در باغ « بي برگي » زادم

و در ثروت « فقر » غني گشتم
.

و از چشمه
« ايمان » سيراب شدم
.

و در هواي « دوست داشتن » ، دم زدم
.

و در آرزوي
« آزادي » سر بر داشتم
.

و در بالاي « غرور » ، قامت کشيدم
.

و از « دانش
<<، طعامم دادند
.

و از « شعر » ، شرابم نوشاندند
.

و از « مهر
» نوازشم کردند
.

و « حقيقت » دينم شد و راه رفتنم
.

و « خير » حياتم شد
و کار ماندنم
.

و « زيبايي » عشقم شد و بهانه زيستنم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت14:14توسط تنها | |